صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
105
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
از نكتههاى برجستهشان بهرهمند شد و براى دست يافتن رازهاى بديع آنها كوشيد . بعد از سخنى كوتاه در برخى موضوعها ، دوباره به انسان برمىگردد ، گو اين كه در پى تكميل و شرح آن متن است . مىگويد : « چرا انسان از سه بخش ناطق ، زنده و ميرنده تشكيل شده است ؟ و به واسطهء فكر مىفهمد و دست به تربيت و تهذيب مىزند و به واسطهء حيات حسّ مىكند ، تحرّك و سكون دارد ، و به واسطهء ميرندگى پايان مىپذيرد و فاسد و باطل مىگردد . تمام آنچه كه از حيث عقل او را احاطه كردهاند ؛ و يا از حيث حس او را فراگرفتهاند ؛ و يا از حيث وهم بر وى تحميل شدهاند ، درهم درآميختهاند و هر گاه بخش ناطق الهى قدرت گيرد و از ويژگيهاى آن بهرهمند گردد ، و آنچه را از علم حق و عمل حق ، كه شايستهء اوست ، مالك شود ، آن دو بخش ديگر - يعنى آنچه متحرّك و حسّاس و ميرندهء باطل است - كه مىتوان آن را بهيمى يا حيوانى ناميد ، دچار اهمال مىگردند و به افق و الا و مكان باشكوه خود مىرسد و از هر آنچه كه موجب آزار او مىگردد - يعنى تركيب ، دگرگونى ، استحاله و فرسودگى - رهايى مىيابد . و با اعتقاد حق و كار خير تأثيرگذار و درستى و بخشش و زهد ، و ترك آنچه كه با فضايل در تضاد است و حجاب و مانع آن مىشود ؛ به مكانى كه محل پيوستن و نهايت كار اوست ، مىرسد . پيوسته در آن مكان باقى است كه اين بقا پايانى ندارد . چگونه پايان ، انقطاع و بازگشت براى او باشد ، در حالى كه آن بقا را از حقّ نخستين برگرفته و قبل از آن موجودى در همانندى ، پيروى ، عموميّت بخشيدن و رهجويى وجود نداشته است . اين چيزى است كه جايز نيست به حس يا عقل گمان برده شود . » راغب اصفهانى در كتاب تفصيل النشأتين و تحصيل السّعادتين تعريفى ساده ، زيبا و روشن از ماهيت انسان ارائه مىدهد و مىگويد : « ماهيت هر شىء به صورتش - كه به واسطهء آن از اشياى ديگر متمايز مىگردد - حاصل مىشود ؛ مثل صورت چاقو ، شمشير ، داس و . . . وقتى انسان دو جزئى باشد - ( بدنى محسوس و روحى معقول ) - چنان كه در قرآن آمده است : إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ . فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ « 1 » - به
--> ( 1 ) - حجر ( 15 ) آيات 28 و 29 : من بشرى را از گلى خشك ، از گلى سياه و بدبو ، خواهم آفريد . پس وقتى آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم ، پيش او به سجده درافتيد .